خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
به روایت مریم دلبری : سری آخر که به مرخصی آمده بود به جبهه رفت گفت برایم نامه نفرستید که جایم مشخص نیست بعد گفت دلم برای بچهها تنگ شده اگر میشود یک عکس از بچهها برایم بفرستید و این دخترم هم از پلهها افتاده بود گفتم خدایا چه جور عکس بگیرم رفتم و یک عکس از دو تا بچه و یکی هم از پسرمان رنگی گرفتیم عکس دوتایی را فرستادم که دستش رسیده بود که هنگام رفتن به عملیات از جیبش در آورده بود و پس از بوسیدن داخل ساک گذاشته بود اما عکس رنگی چون دیر حاضر شد به دستش نرسیده بود وقتی برگشت خورد و به سبزوار آمد دیگر پدرش شهید شده بود شب خواب دیدم که آمده همانطور که ترکش خورده و باز همان طور که دیده بودم این عکسی که دستش نرسیده بود به دستش است.
ثبت دیدگاه