شناسه: 219018

اولین اعزام

به روایت از سید کمال موسوی : تازه جنگ شروع شده بود. روزی حسن آقا به منزل آمد و ساکش را بست و گفت:" می خواهم به جبهه بروم." سپس با ما خداحافظی کرد و رفت و اولین نفری بود که در فامیلمان به جبهه اعزام شد. هنگامی که به مرخصی آمد همة فامیل جمع شده بودیم. جلوی پایش گوسفندی ذبح کردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه