دقت در بیت المال
به روایت از ابراهیم درویشی : یک روز آقای درویشی با موتور به پنج طبقة اهواز آمده بود. در آنجا من و آقای محمد باقر درویشی که یکی از اقوام ایشان بود، او را دیدیم. بعد از سلام و احوال پرسی محمد آقا از ایشان خواست که او را به وسیلة موتور به سایت ببرد. اما آقای درویشی گفت: این موتور مال بیت المال است و ترابری این را برای استفادة یک نفر به من تحویل داده است. من اجازه ندارم کسی را سوار این موتور بکنم. محمد آقا از این حرف آقای درویشی ناراحت شد. من هم برای اینکه او خجالت نکشد گفتم: راست می گوید ایشان اجازه ندارد کسی دیگر را سوار بکند. خلاصه آقای درویشی برای اینکه محمد آقا از حالت ناراحتی بیرون آید گفت: شما همین جا صبر کنید می روم اجازه می گیرم شما را سوار می کنم و به سایت می برم.
ثبت دیدگاه