قناعت و صرفه جویی
به روایت از ربابه نیکنام : دوستان بابام تعریف می کردند." اولین پرداخت حقوق پاسدارها بود. فرمانده وقت، " اعضا " را داخل اتاق که جمع کرد و کیسه ای از پول را روی میز خالی کرد. سپس گفت:" برادران می توانند هر قدر نیاز دارند از این پولها بردارند. شاید بعد از تحمل این همه سختی و مشکل این پول بتواند مرحمی باشد." بچه های سپاه حق داشتند تمام پولهای روی میز را برای خود تقسیم کنند. ولی حسن آقا فقط به اندازه ی نیاز همان روزش پول اندکی برداشت و قناعت کرد و این فقط گوشه ای از کار برای رضای خدا و اخلاص ایشان بود. بقیه بچه ها هم با دیدن آن صحنه فقط برای مایحتاج همانروز پولی برداشتند و در آخر گویی اصلاً اسکناسی از روی میز کم نشده بود.
ثبت دیدگاه