شناسه: 219090

عشق به جهاد

به روایت از ربابه نیکنام : یک مرتبه که برای دیدن برادرم که از جبهه آمده بود رفتم. وقتی وارد اتاق شدم حسن آقا را در حالیکه دستانش پانسمان بود دیدم. با ناراحتی گفتم برادر جان دیدی آخر کار دست خود دادی. با خنده گفت: ناراحت نباش جبهه همین چیزها را دارد. هر کس بخواهد از اسلام از کشور دفاع کند باید پیش بینی این گونه حوادث را هم بکند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه