شناسه: 219846

خبرشهادت

مدتی بود از مهدی خبر نداشتم نه نامه ای فرستاده بود نه پیغامی. به منزل دو سه نفر از دوستانش رفتم ولی آنها هم خبری از پسرم نداشتند. به معراجشهدا مراجعه کردم گفتم شاید با آنجا تماس گرفته باشد، به مسئولش گفتم: مهدی اینجا زنگ نزده است. گفت نه کسی تماس نگرفته است. هنگامی که می خواستم خارج شوم مسئول آنجا گفت: مادرجان خدا صبرت دهد. تا این حرف را شنیدم دلم ریخت پایین نگران شدم. ناچاراً لبخندی زدم و گفتم ممنون خانه که آمدم حال و هوای دیگری حاکم بود. همه گریه می کردند آن وقت متوجه شدم که مهدی شهید شده است. 1- خبر شهادت

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه