شناسه: 219848

دقت در حلال و حرام

پسرم خانه های مستمندان را شناسایی می کرد و برایشان از سپاه غذا می برد. یک شب که 0سطل غذا را به منزل آورده بود تا به خانه های مستمندان ببرد با خودم گفتم امشب که مهدی غذا آورده است، دیگر برای شام غذایی درست نکنم. به محض اینکه در سطل را برداشتم. گفت: مادرچه کار می کنید؟ این غذا برای شما حرام است. مال مستمندان است نه برای شما. خلاصه پسرم خیلی به حرام و حلال مقید بود. حتی من که مادرش بودم را توصیه می کرد و در این مورد به من گوشزد می نمود. 1- دقت در حلال و حرام 2- دستگیری از ضعیفان

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه