شناسه: 219857

خواب ورویای دیگران در مورد شهید

وقتی پسرم مجروح می شود او را به داخل آمبولانس می برند ولی متاسفانه شش ساعت در آمبولانس می ماند وکسی به او رسیدگی نمی کند و بالاخره پسرم شهید می شود. خیلی از این موضوع ناراحت بودم از این که پسرم از همه چیز زندگیش ، زن وبچه و خانه اش گذشته بود و جانش را برای اسلام فدا کرده بود ولی شش ساعت در آمبولانس بوده و به او رسیدگی نمی شود. شب در خواب مهدی را دیدم کنار دیواری ایستاده بود و تسبیحی دستش بود. گفت مادر تو ناراحت هستی که من شهید شده ام/ گفتم: مادر چرا به تو رسیدگی نکردند؟ گفت مادر شهادت نصیبم شده است. این لیاقت نصیب هر کس نمی شود. قسمت من شهادت بوده است و تقصیر هیچ کس نیست شما هم ناراحت نباش. 1- خواب و زویای دیگران در مورد شهید

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه