حرمت یه وائلین
به روایت از محمدباقر فخلعی : سری به منزل شهید حافظی رفتم دیدم که شهید تشکی برای پدرش پهن کرد و دستش را گرفت و خودش هم غذا به دهان پدرش می کرد
به روایت از محمدباقر فخلعی : سری به منزل شهید حافظی رفتم دیدم که شهید تشکی برای پدرش پهن کرد و دستش را گرفت و خودش هم غذا به دهان پدرش می کرد
ثبت دیدگاه