امر به معروف و نهی از منکر
به روایت از جعفر مقدم مومنی : زمانی که در مسجد کرامت بودیم اطراف چهار راه شهداء تعدادی جوان معتاد بودند و سر چهار راه می نشستند .شهید حافظی می گفت : واقعاً حیفه که در سر چهار راه برادران بسیجی باشند و این افراد معتاد و ولگرد در آنجا حضور داشته باشند . خود ایشان تصمیم گرفت که برود آنجا و آنها را نصیحت کند چون معتقد بودند که با زور نمی شود آنها را نصیحت و ارشاد کرد . خودش رفت و به یکی از آنها گفت : پسر جان چرا این کارها را می کنی ؟ خلاصه آنها را نصیحت کرد .
ثبت دیدگاه