شناسه: 222090

خبر شهادت

در تاریخ 28/12/63 شبی که قرار بود ایشان در عملیات شرکت کنند ، من در مقابل تلویزیون نشسته بودم که ناگهان حالتی به من دست داد و من هم منقلب شدم و عکس نصرا… را برداشتم و شروع کردم به گریه کردن ، که همسرم آمد و گفت : چرا گریه می کنی ؟ من گفتم : دلم به من خبر داده که برادرم هر طوری هست شهید شده و من هم خیلی نگران حال ایشان هستم ، بنابراین فردای آن روز به همسرم گفتم : شما برو و ببین که از ایشان آیا نامه ای آمده است یا نه . از این مدتی گذشت و خبر شهادت نصرا… را همسایه ها شنیده بودند ، ولی به من هیچ چیزی نمی گفتند . من برای روشن شدن جریان به بنیاد رفتم ، ولی گفتند که ما از ایشان را هیچ اطلاعی نداریم ، و هیچ پرونده ای به این اسم نداریم . به مشهد رفتیم و در مشهد هم به ما گفتند که ما اسم ایشان را دادیم ولی ایشان جزو مفقودین هستند ولی خودمان این جریان را پیگیری می کنیم

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه