لحظه و نحوه شهادت
به روایت از سکینه بیت الهی : یکی از دوستان آقا اسماعیل درباره نحوه شهادت ایشان می گفت : روزی در اتاق کارگزینی نشسته بودم و عکس شهید بیت الهی را بر دیوار اتاق زده بودم شخصی که برای ترخیص اقدام کرده بود وارد اتاق شد و تا چشمش به عکس شهید افتاد متاثر شد و گفت : مگر آقای بیت الهی شهید شده است ؟ گفتم : بله مگر شما ایشان را می شناسی ؟ گفت : بله در شب عملیات بدر من بی سیم چی ایشان بودم . در حال پیشروی در زیر آتش خمپاره عراق بودیم که ناگهان متوجه مجروحیت آقای بیت الهی شدم خواستم برگردم و کمک کنم که ایشان با اشاره دست به من گفت : برنگرد برو من دیدم که دارد چفیه را باز می کند که بر پایش ببندد گفتم مجروحیت ساده ای است و الان نیروهای امداد می رسند به همین خاطر به راه خود ادامه دادم و بنده به این شخص گفتم : آقای بیت الهی در همان شب شهید شدند وایشان خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و شروع به گریه کرد .
ثبت دیدگاه