تشویق نیروها
به روایت از هادی شفیعی : روزی آقای اسماعیل مرا دید وگفت : هادی اقا چه کار می کنید گفتم : عضو بسیج ویژه بودم و الان دارم کارهای سربازی ام را انجام می دهم که به خدمت بروم ایشان وقتی این موضوع را فهمید گفت : چند روز دیگر قرار است من به اتفاق چند تن از دوستان به جبهه بروم اگر شما مایلید در جبهه خدمت کنید با ما بیا برویم گفتم : ولی من هنوز پرونده ای تشکیل ندادن وگرنه خیلی مایلم که با شما به جبهه اعزام شوم ایشان گفت : مسئله این نیست تمام کارهایش را من انجام می دهم در روز موعود هم ایشان پرونده ای برایم تشکیل دادند و به اتفاق به منطقه اعزام شدیم و من در آنجا خدمت سربازیم را به اتمام رساندم .
ثبت دیدگاه