شناسه: 222701

دیدگاه شهید

به روایت از سکینه بیت الهی : آقا اسماعیل یک سال قبل از شهادتش به عکاسی رفته بود و یک عکس سیاه و سفید گرفته بود وقتی عکس را دیدیم خیلی تیره و تار افتاده بود پرسیدم این چه عکسی است که گرفته اید ؟ این عکس اصلاً شباهتی به شما ندارد می گفت : اگر من شهید شدم همین عکس را بدهید روی پارچه بکشند وپوستر چاپ کنند خواهرم با شوخی به ایشان گفت : اگر خدای نکرده شهید شوی از عکسهای رنگی زیبایی که داری می دهیم چاپ کنند. اما آقا اسماعیل به صورت جدی گفت : من راضی نیستم از عکس رنگی برای چاپ پوستر استفاده شود وقتی علت این اصرار را پرسیدم گفت : وقتی مردم عکس رنگی را ببینند می گویند عجب جوان زیبا وخوش تیپی به شهادت رسیده است وبیشتر ناراحت می شوند اما وقتی عکس سیاه و سفید باشد خیلی جلب توجه نمی کند . این قضیه گذشت تا اینکه اسماعیل شهید شد پس از تشییع دفن هر چه عکس داخل تابلویی که برمزارش کرده بودند می گذاشتیم بر اثر گذشت زمان وتابش آفتاب سفید می شد تا اینکه تصمیم گرفتیم یک عدد از عکسهای رنگی ایشان را بدهیم که روی آیینه چاپ کنند.وقتی رفتیم عکس و آیینه را تحویل بگیریم دیدیم عکس آقا اسماعیل خوب چاپ نشده مثل اینکه کسی روی آن دست کشیده باشد ناراحت شدیم و گفتیم این چه عکسی است که انداخته اید ؟ گفت : این بار دوم است که عکس ایشان را چاپ می کنم اما نمی دانم چرا خراب می شود دیدیم این آیینه را نمی شود برد و داخل تابلو گذاشت نهایتاً به یاد سفارشی که کرده بود افتادیم و همان عکسش را بزرگ در تابلو مزارش نصب کردیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه