اعتقاد به ولایت
به روایت از رحمان نجفی : در عملیات خیبر علی رغم زحمت بسیاری که گردانها و یگانها کشیده بودند ما به اهداف نهایی نرسیدیم تعدادی از برادران عقب نشینی کرده بودند و در جاهای مورد نظر مستقر شده بودند تا از مواقع تصرف شده دفاع کنند خیلی از رزمندگان و فرماندهان از اینکه نتوانسته بودند به اهداف برسند ناراحت بودند عده ای از فرمانده هان تیپ 21 امام رضا (ع) از جمله آزادی ، نعمانی ، کارگر ، اسد الهی که از افراد با تجربه در جنگ به حساب می آمدند شهید شده بودند یک حالت حزن و اندوهی در نیروها حکم فرما بود یک احساس شرمندگی و ناراحتی که بعد از یک سال برنامه ریزی نتوانسته بودند به همه ی اهداف دست پیدا کنند تا یک روز در قرارگاه جلسه ای با حضور فرمانده های لشگر و مسئولین برگزار شد و فرمانده کل سپاه صحبتهایی کرد و نقل قولی از امام گفتند که امام فرموده است : سلام مرا به رزمندگان برسانید و به آنها بگویید که من از آنها راضی هستم وناراحت نباشید بعد از جلسه همراه سردار قاآنی و یکی از مسئولین لشگر به جزیره ی مجنون محلی که آقای بیت الهی درآنجا مستقر بود رفتیم وقتی ایشان ما را دید پرسید : چه خبر ؟ آیا امام مطلبی فرموده اند یا خیر ؟ گفتم: چرا امام مطالبی را فرموده اند که من خدمت شما می گویم و همان مطالب امام را عیناً گفتم : بعد از اینکه ایشان نظر امام را فهمید از شدت خوشحالی گریه کرد و گفت : ما دیگر هیچ غصه ای نداریم چیزی که می خواستیم پیروزی بود و ما این پیروزی را بدست آوردیم وقتی که اما از ما راضی شد قطعاً خدا نیز از ما راضی است .
ثبت دیدگاه