لحظه و نحوه شهادت
به روایت از غلامرضا عرب مقدم : درمسجد محل هر هفته یک شب جلسه ای برگزار می شد یک شب که هوا بسیار سرد بود و برف شدیدی می بارید آقای بیت الهی به مسجد می رود و قبل از دیگران کارهای مسجد را انجام می دهد و منتظر می ماند تا بچه ها بیایند و جلسه را شروع کنند که اتفاقاً آن شب به علت سردی هوا بچه ها به مسجد نمی روند ایشان صبح گله می کردند که چرا نیامدید ولی خودش در جلسه بوده وچراغ جلسه را نگذاشته که خاموش شود .
ثبت دیدگاه