شناسه: 222719

عشق به جهاد

به روایت از حسین ثابت خواه : حسین به همراه آقای بیت الهی در باختران بودند. اینها هر دو نفر می خواستند که به جبهه بروند اما آقای بیت الهی گفته بود: نه من باید بروم. آقای بیت الهی حسین را به بهانه اینکه او را در تعاون کار دارند به آنجا فرستاد و خود از این فرصت استفاده کرد و به جبهه اعزام شد. وقتی که حسین برگشت متوجه شد که آقای بیت الهی تنهایی به جبهه رفته و خیلی ناراحت شد. شب که حسین به خانه آمد متوجه شدم که گریه می کند همان شب آقای بیت الهی به شهادت رسیده بود _ گفتم: چه شده است؟ گفت: اسماعیل شهید شده است. گفتم: چه می گویی؟ گفت: بله، اسماعیل شهید شده است. گفتم: اسماعیل که امروز صبح زود رفت و من خودم ساعت 4 صبح آمدم و آیینه قرآن برایش گرفتم. به او الهام شده بود که آقای بیت الهی شهید شده است. بعد خبر آوردند که اسماعیل بیت الهی شهید شده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه