آخرین وداع با دوستان
به روایت از اسماعیل شارکیان : در منطقه ی جنگی ایلام بودیم من وآقای بصیر مرخصی گرفتیم تا به مشهد بیاییم به فرودگاه کرمانشاه رفتیم تا به سمت مشهد پرواز کنیم.نظر ایشان برگشت وگفت:من نمی آیم،به جبهه بر می گردم.به خودش اجازه ندادبه مرخصی برود.من به مشهد آمدم وایشان هم به منطقه برگشت وچند روز بعد در پاتک دشمن به شهادت رسید.
ثبت دیدگاه