خواب و روياي شهيد
راوی محسن ضیایی : یادم است قبل از شروع عملیات محمدحسین بصیر خوابی را که دیده بود این گونه تعریف می کرد: می گفت دیشب شهید دستغیب را خواب دیدم که مرا توی بغل شان گرفتند و بوسیدند. شبی که عملیات بدر بود نشسته بودیم همان شب آخری بود که به حساب کالک عملیات را می گذاشتند. بچه ها آخرین توجیه را می شدند و حرکت می کردند و می رفتند . دفتر بصیر را گرفتم یادم هست در دفترش نوشتم: ای بصیر چشم بصیرت باز کن تا بدیدی شهید دستغیب پرواز کن. خودش می دانست که شهید دستغیب که بغلش کرده رفتنی است. یکی از آرزوهایش هم همین بود.
ثبت دیدگاه