اخلاص عمل
راوی جواد تقدمی : ما به اتفاق محمدحسین بصیر در محل روابط عمومی کنار باغ ملی و اتاق بازرگان زمان رژیم شاه خدمت می کردیم. بعضی وقت ها می دیدیم سرویس های بهداشتی تمیز شسته شده اما نمی دانستیم کار چه کسی است تا اینکه یک روز صبح زود قبل از اذان صبح که به آب احتیاج پیدا کردم بلند شدم آمدم پایین. دیدم محمدحسین بصیر پاچه ها را داده بالا دمپایی را پوشیده یک سطلی پر از آب و صابون و تاید می کرد و کاشی ها را می شست . گفتم : فلانی این وقت شب گفت : ساکت برو بگیر بخواب . آن شب خیلی به رگ غیرتمان برخورد و کمکش کردیم. ایشان ناراحت شد و گفت : خواهش می کنم این قضیه را به کسی نگویی.
ثبت دیدگاه