شناسه: 223261

تقيد به انجام کامل ماموريت

راوی عباس تیموری : یادم هست یک جا شهید برونسی عنوان کرد که گردان ما یعنی گردان ولی ا... برای شناسایی ارتفاع شهداء برود . بعد از ظهری بود . شهید گفت : « سریع بلند شوید و بروید ، شناسائی کنید که کسی هم نیست . » بچه های اطلاع عملیات هم از قرار گاه نبودند . خود بچه های اطلاعات لشگر هم نرفته بودند تا منطقه را ببیند . لذا ما بچه های اطلاعات و تخریب و خود بچه های گردان برای شناسایی رفتیم . وقتی که برای شناسایی رفتیم ، در یکی از کمینهای دشمن درگیر شدیم . سه تا چهار کیلومتری در داخل خط اول دشمن رفته بودیم و لذا بر گشتیم و نتوانستیم برای شناسایی کامل برویم . حدود ساعتهای ده تا یازده شب به عقبه خودمان رسیدیم و به شهید گفتیم : آقا نمی شود . قضیه اینطوری است . هم دشمن متوجه شد که ما آمده ایم و هم اینکه برای آنها مسجل شد که ما میخواهیم عملیات کنیم . اصلاً مقدور نیست . ایشان تکیه کلام زیبایی داشت که آنرا بکار برد و گفت :« این تنبلیها را برای من در نیاورید » این در شرایطی بود که دشمن متوجه شناسایی و محور عملیاتی ما شده بود شهید در ادامه گفت : « این حرفها را کنار بگذارید امشب باید عملیات بشود . می خواهید هر کار بکنید ، بکنید » آری وقتی دستور از ناحیه بالا صادر می شد ، شهید اصلاً انگار نه انگار که شرایط مثلاً سخت است و دشمن متوجه شده و خلاصه همان شب عملیات کردیم و ارتفاع شهداء هم آزاد شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه