شناسه: 223268

تقيد به انجام کامل ماموريت

راوی حسن امیری : عملیات فتح المبین می خواست شروع بشود. تعدادی نیرو از عملیات خیابان کوهسنگی سازماندهی شدیم تا به تیپ 17 قم بپیوندیم و عملیات انجام دهیم. سازماندهی گردان ها را غلام محمد نیک عیش به عهده داشت آقای برونسی را ایشان به عنوان فرمانندة گردان معرفی کردند. من ابتدا با خودم گفتم: ایشان تا به حال این کاره نبوده است. به نزد نیک عیش رفته و گفتم: آقای نیک عیش شما آقای برونسی رابه عنوان فرمانده گردان انتخاب کردی. فکر نمی کنم ایشان بتوانند این مسؤلیت را انجام دهند. لازم به ذکر است که قبلاً در یکی از عملیات ها با ایشان شرکت کرده بودم و تجربه ای از نحوة کار ایشان داشتم. نیک عیش گفت: ما تشخیص دادیم و مشکلی نیست. ما به قصد تهران حرکت کردیم و چند روزی را در تهران بودیم و بعد به سمت جنوب منطقة شوش حرکت کردیم. در آن منطقه 3 الی 4 روزی آموزش دادیم تا اینکه عملیات شروع شد در شب اوّل عملیات برونسی مجروح شد و به دستش تیر اصابت کرد. ایشان در این عملیات گردان را هدایت می کرد به برونسی گفتیم. آقای برونسی دستت تیر خورده بیا و به عقب برو من گردان را هدایت می کنم. گفت: عیب ندارد مسأله ای نیست این جا واجب تر است. با شنیدن این حرف ما یک مقداری تعجب کردیم و گفتیم: این برونسی که دفعة قبل در جبهه های اهواز دیده بودیم نیست. شب بعد مجدداً با هم بودیم یک جلسه ای به دلیل اینکه مهمات کم تری رسید گذاشته بودند که در این خصوص تصمیمی بگیرند من به آقای برونسی گفتم: از شما یک سؤالی دارم ؟ گفت: بپرس. گفتم: شما برونسی که در جبهه های اهواز می گفتیم : بیا جلو برویم و نمی آمدید نیستید چی شده است که اینقدر شجاع شده ای؟ گفت : چیزی را در خواب دیده ام که هیچ گونه ترسی دیگر ندارم و هر آن آمادة شهادت هستم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه