شناسه: 223286

خاطرات سیاسی

یادم می آید قبل از انقلاب برادرم علی، عکس شاه و روی خارهای دیوار همسایه مان زد و بعد عکس حضرت امام را آورد و روی دیوار اتاق زد. مادرم تا آمد و دید که ایشان عکس شاه را پاره کرده و عکس حضرت امام را آورده داخل اتاق زده خیلی نگران شد و به علی گفت: « که این کارها را نکن، می آیند ما را می گیرند می برند زندان و ما را کتک می زنند.» علی گفت:« مادر جان، نگران نباش هیچ مشکلی پیش نمی آید.»

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه