شناسه: 223456

ساده زیستی و پرهیز از تجمل

به روایت از فرشته محسنی : روزی به اتفاق آقا یعقوب به منزل یکی از دوستان که در سرخس زندگی می کردند رفتیم . وقتی به آنجا رسیدیم و وارد خانه شدیم . یک اتاق کوچک داشت و اسبابش فقط یک قالی کوچک کهنه و مقداری ظرف و قاشق بود با خودم گفتم که اینها چگونه در اینجا زندگی می کنند . درحال تماشای لوازم اتاق بودم که آقا یعقوب گفت : من هم دوست دارم زندگی ام اینگونه باشد و فقط لوازمی را که احتیاج داریم داشته باشیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه