شناسه: 224031

دست گیری از ضعیفان

به روایت فرح امیری مهر : برادرم رضا چند خانواده ی مستضعف را تحت پوشش خود داشت و این موضوع را از همه حتی من که همیشه تمام حرفها و درد دلهایش را درمیان می گذاشت پنهان کرده بود و ما از این موضوع بی خبر بودیم تا این که در تشییع جنازه اش چند نفر از این خانواده های فقیر و مستضعف آمدند و گفتند: برای شما که اتفاقی نیفتاده فرزندتان در راه اسلام و قرآن فدا کردید اما ما سرپرستمان را از دست دادیم. او با همان ماهیانه ای که از پدرم برای خرج خودش می گرفت می رفت و برای آنها مواد اولیه زندگی را می خرید و برایشان می برد و این در حالی بود که وقتی رضا به منزل می آمد می گفت: خیلی تشنه و گرسنه ام می گفتیم شما که پول تو جیبی دارید چرا چیزی نخوردی؟ اما ایشان هیچی نمی گفت و سکوت می کرد چون اصلا دوست نداشت با گفتن این کارش همه ی اعمالش ریا شود و حتی بعضی اوقات که از او سئوال می کردیم با بهانه های مختلف جوابمان را می داد. اما در مورد این عمل خیرخواهانه اش چیزی نمی گفت تا عمل در پیشگاه خدا ریا محسوب نشود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه