شناسه: 224035

عشق شهادت

به روایت از عصمت دایی : به خاطر دارم پسرم رضا عکس های زیادی از جبهه گرفت و با خود به خانه می آورد و در آلبومش می گذاشت. یک روز از ایشان سئوال کردم پسرم چرا این قدر عکس می گیری گفت: مادر جان چون من شهید می شوم و بعد عکسهایم به عنوان یادگاری برای شما می ماند. من به او گفتم: پسرم، این حرفها را نزن ان شاءالله به سلامتی از جبهه بر می گردی و ما برایت زن می گیریم و تشکیل خانواده می دهی. رضا گفت مادر جان این آرزوی من است که در راه خدا و میهنم به شهادت برسم و چیزی از این بالاتر است برای انسان که او را به آرزوهایش برساند. بالاخره با حضور خود در جبهه به آرزویش رسید و خبر شهادتش را برای مان اوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه