شناسه: 224843

خاطرات سياسي

راوی محمود اخلاقی: خاطره ای که برای من بسیار جالب بود مربوط به قبل از انقلاب و دورانی است که رژیم شاه عده ای چماق بدست را مأمور ترساندن انقلابیون بوده است .روزی با پدر و حمید در بیرون از در حیاط روبه روی در مسجد نشسته بودیم ناگهان سرو کله اوباش و چماق بدستان پیدا شده و درست مقابل و روی در مسجد عکس شاه را به دیوار چسبانده و ما را نی تهدید نمودند پدرم در حالیکه مریض هم بود اشک در چشمانش جمع شد حمیداز پدر سئوال کرد که چرا ناراحت شدید ؟پدرم گفت: برای اینکه مریض هستم و توان برخورد با این اوباش را ندارم حمید گفت : پدرم ناراحت نباش و در همان لحظه در جلوی چشم اوباش عکس شاه را از دیوار کند و به جای آن عکس امام خمینی را به دیوار نصب نمود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه