شناسه: 225227

توجه به خانواده

راوی حوا دوزنده فردوس: وقتی که اولین فرزندمان به دنیا آمده بود عباسعلی آمد تا چشمش به این فرزند افتاد رو به آسمان کردند و گفتند : ای خدا تو را شکر می کنم که یک فرزند سالمی عنایت کردی چرا که با گناهانی که دارم فکر نمی کردم به من فرزندی بدهی و حال اسمش را اعظم می گذارم و خدا را برای عظمتش می ستایم . نکته دیگر این است که به هیچ عنوان حتی در هر موقعی از شب اجازه ندارند این بچه را بدون وضو شیر بدهند و در آخرین باری که به جبهه رفتند انگار می دانستند که برنمی گردند . خیلی به من روحیه دادند و معذرت خواهی کردند و گفتند من شوهر خوبی برای تو نبودم زیرا بیشتر این مدت را در جبهه بودم وحال می خواهم که از من راضی باشی و اگر شهید شدم در مرگم صبر کنی و به مادر و خواهرانم روحیه بدهی که از تو بیشتر انتظار دارم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه