خبرشهادت؛
جعفر آخوندزاده
جعفر آخوندزاده: به یاد دارم موقع طرح لبیک با برادرم حسین ثبت نام کردیم. حرکت مان بعد از ظهر چهارشنبه بود. ما می خواستیم با هم باشیم موقع تقسیم بندی حسین در ماشین اول افتاد و من هم در ماشین پنجم. در بین راه یکی از تیپ های لشکر اصفهان که نیرو کم داشت با لشکر25 کربلا هماهنگ کرده و دو اتوبوس اول را که حسین در آن بود به عنوان کمک گرفته بود وقتی به لشکر رسیدیم دوستان گفتند که به لشکر اصفهان رفته است. بعد از چند وقت به دیدن همدیگر می رفتیم و از هم خبر داشتیم بعد از سه ماه که در جبهه بودیم با هم قرار گذاشتیم که به خانه برویم من تسویه حساب کردم و ترخیص شدم در راه که بر می گشتم متوجه شدم که به دسته ای که حسین در آن بود ماموریت دادند که به جزیره مجنون بروند. من با خودم فکر کردم که تا یک هفته دیگر بر می گردد من به گرگان که رسیدم خانواده ام گفتند که برادرت چرا نیامده است؟ گفتم: او تا آخر هفته بر می گردد تا آخر هفته نشده بود که خبر شهادت او را آوردند.
ثبت دیدگاه