پيش بيني هاي شهيد
راوی ابراهیم زارع: یک روز مانده بود به عملیات عاشورا که در منطقه ی میمک اجرا شد. در پادگان ظفر ایلام همراه جمعی از فرماندهان گردان و مسئولان ، بالای تپه ایی نشسته بودیم. با یک کتری سیاه روی اجاق چای درست می کردیم و مشغول چای خوردن بودیم و چون اکثر ما می دانستیم که عملیات نزدیک است بعضی ها شوخی می کردند که فلانی شهید می شود و دیگری نیز می گفت: فلانی . آقای احمد آخشن نیز حرف هایی زد که ما متوجه ی حالاتی روحانی در ایشان شدیم. او بدون هیچ گونه شوخی مصمم و متین رو به بچه ها کرد و نام بعضی از آن ها را برد که شهید می شوند من جمله ی خودش و چند نفر دیگر را نیز گفت که مجروح می شوند و به دو نفر دیگر اشاره کرد که سالم خواهند ماند. بعد دو روز از عملیات برگشتیم با تعجب دیدم آن چه را آقای آخشن گفتند عین واقعیت بود و قبل از شهادتش از این موضوع اطلاع داشت.
ثبت دیدگاه