شناسه: 225948

گذشت و اغماض

راوی غلامعلی رسولزاده: یک شب که خط در دست یک گروه به جز رده های لشگر بود ما که می خواستیم برای شناسایی برویم آمدیم و به مسئول خط گفتیم که ما می خواهیم تا فلان جا برویم وتا فلان ساعت هم احتمالاً برمی گردیم خلاصه ما با ایشان هماهنگ کردیم وراه افتادیم اتفاقاً در حال رفتن از پشت سر مورد هدف قرار گرفتیم حالا نمی دانیم در تعویض سهل انگاری پیش آمده بود و… خلاصه نگهبان جدید که دیده بود یک عده دارند می روند تیر اندازی را شروع کرده بود ویا تصادفی ولی ما دیدیم که گهگاهی از بالای سرمان گلوله ای رد می شد که اتفاقاً یکی از بچه ها مجروح شد ومابرگشتیم برادر محمدحسین مهاجر این مورد را با مسئولین در میان گذاشت و به اصطلاح گفت : که اینکارشان ناجور بوده ما می خواستیم کار را پیگیری نماییم ولی برادر محمدحسین مهاجر گفت: تاحدی که تکلیفمان بود عمل کردیم ما تکلیفمان بود که به مسئول مافوق گزارش بدهیم اگر بخواهیم کارهای دیگری انجام دهیم و از ناحیه دیگری وارد بشویم شاید در وظیفه ما نباشد شاید اگر خودمان آنجا مسئولیت داشتیم با آن سربازی که این کاررا کرده وبا مسئول مافوقش برخورد دیگری داشتیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه