عشق به ائمه اطهار
راوی بهجت نقیبی مقدم: وقتی فرزندم محمدحسین به دنیا آمد سرما خورد و تب کرد همان شب درمنزل ما روضه جواد الائمه (ع) برقرار بود و پدرش از اینکه فرزندمان تب داشت خیلی ناراحت بود من وی تخت بودم و محمدحسین هم کنار من قرار داشت و آقا هم در اتاق دیگری مشغول خواندن روضه آقا جواد الائمه (ع) شد من درهمانجا متوسل به آقا جواد الائمه شدم وگفتم: یا جواد الائمه (ع) بچه من را شفا بده ده دقیقه از پایان روضه نگذشته بود که دیدم تب فرزندم محمد حسین قطع شد و بچه ام خوب شد او که در تب می سوخت یخ کرد پدرش هم به خاطر اینکه فرزندمان شفا پیدا کرده بودگوسفندی قربانی کرد .
ثبت دیدگاه