شناسه: 226373

تقيد به انجام کامل ماموريت

راوی مهدی مروی: یکی از همرزمان علی یغمایی تعریف می کرد اولین باری که وارد تخریب شدیم یک عملیاتی با یغمایی بودیم به همراه یکی دیگر از برادران وارد معبر شدیم و شروع کردیم در شب به خنثی کردن مین ها ایشان می گفت از کنار معبری که آقای یغمایی شروع کرد به خنثی کردن برخورد کرد به سنگر کمین دشمن یعنی باید از سنگر کمین رد می شد چون شب های قبل که شناسایی کرده بودند این سنگر نبود شب عملیات این سنگر جدید احداث شده بود ما خیلی نگران شدیم که این قسمت اصلاً توی برنامه ی کار نبود با همدیگر صحبت کردیم ایشان گفت مشکلی ندارد من می روم این قسمت را ایشان رفت و ما خیلی توی این قضیه نگران بودیم خلاصه ایشان به سنگر عراقی رسید خیلی نگران بودیم دیدیم شروع کرد و ما با ایشان به صورت موازی حرکت می کردیم با ایشان حدود هشت متر فاصله داشتیم تا پشت سنگر معبر را زد گفتیم این قرص شب نمی گذارد که بخواهد بزند مطمئناً اگر عراقی رویش را برگرداند متوجه می شود ایشان هم مانده بود چکار کند خودش را به ما رساند و گفت که من نمی توانم برگردم شما به گردان بگویید بیاید جلو که این سنگر کار خودم است من این سنگر را به هر شکلی که است پاکسازی می کنم. گفتم: آقای یغمایی شما این جا صلاح نیست بایستید گفت چاره ای نیست به محضی که تیر بار شروع به کار کرد من از پشت سرش می آیم و فکر می کند نیروی خودی هستم شما برگردی این مسیر را می توانم بروم وقتی برگشتیم به ما گفت: خلافی یک چیزی از خدا خواستم که اگر در این میدان مین، مینی از دست من جا مانده زیر پای خودم برود دقت کارش این قدر بالا بود می گفت تو هم که برمی گردی این دعا را بکن کسانی که از این معب ررد می شوند به امید خدا و به کار تو دارند رد می شوند آن شب عملیات انجام شد به محض این که تیربار شروع کرد به زدن و درگیر شدن ایشان سنگر کمین دشمن را خالی کرده بود و در همان درگیری ادامه ی معبر را انجام داده بود و عملیات به خوبی انجام شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه