غسل شهادت
راوی محمد حسن یعقوبی: طوری که یکی از همرزمان فرزندم علی یعقوبی برای من تعریف کردند. در کنار یک رود که آب زیادی از آن در جریان بود ما آب تنی می کردیم که علی به بچه ها گفت: بچه ها ما امشب عملیات در پیش داریم بیائید غسل شهادت کنیم. سپس خودش غسل کرده و از آب بیرون آمد موقع ناهار برای همة بچه ها کمپوت باز کرد ولی برای خودش باز نکرد وقتی علت را جویا شدیم گفت: من از یک جای دیگر تغذیه می شوم شما راحت باشید بعد از صرف غذا کمی استراحت کردیم و بعد به طرف منطقه عملیاتی حرکت کردیم وقتی رسیدیم درگیری شدیدی صورت گرفت و ایشان شب را تا نزدیکی های صبح نخوابید و به طرف دشمن تیر اندازی می کرد تا اینکه محل ایشان را با دوربین های مادون قرمز شناسایی کردند و ایشان را با تفنگ های دوربین دار مورد هدف قرار داده و به شهادت رساندند.
ثبت دیدگاه