پيش بيني شهادت
راوی صنم قلی زاده : فرزند عزیز شهیدم محمود هر وقت که به خانه می آمد می گفت: من شهید می شوم یک بار به من گفت مادر برایت ظرف می آورم تا آن را روغن حیوانی بریزی که برای مراسم شهادتم از روغن ها برای پذیرایی میهمان ها استفاده کنی. گفتم: محمود جان این چه حرفی است که می زنی من هنوز می خواهم برایت یک دختر خوب خواستگاری کنم اما محمود گفت: مادرم را نگاه کن! وقتی با تابوت برگشتم می خواهی برایم زن بگیری.
ثبت دیدگاه