شناسه: 226484

حرمت والدين

یادم می آید برای سومین بار که پسرم می خواست به جبهه برود من سر مزرعه بودم .او پیش من آمد و گفت: مادرجان من می خواهم به جبهه بروم و از شما حلالیت می خواهم .گفتم : پسرم شما تازه از جبهه آمده ای گفت : من باید به جبهه بروم و حدوداً 15 روز طول نکشید که درمنطقه بر اثر اصابت تیر به سرش به شهادت رسید

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه