شناسه: 226562

حالات معنوي خاص

راوی فاطمه جباری : اولین باری که فرزندم عزیز شهیدم محمود از جبهه آمد قصد داشت که جایی برود پرسیدم: کجا می روی محمود؟ گفت می خواهم بروم تصویه حساب کنم من در حال دوشیدن گاو بودم که از در وارد شد و گفت: مادر چه کسی دنیا طلب است من از دهانم در آمد گفتم: پدرت. دستم را گرفت و مقداری زیادی پول را ریخت و گفت هر کس دنیا طلب است این ها را جمع کند من نه دنیا را می خواهم و نه این پول ها را من هم پول ها را جمع کردم گذاشتم در گوشه ی اتاق گفتم باشد پدرت بیاید جمع شان کند پدرش آمد گفتم پسرت محمود این طوری می گوید پدرش گفت حالا او انقلابی شده و ما نیستیم. حالا او به ما درس می دهد در صورتی که ما باید به او یاد بدهیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه