ساده زيستي و پرهيز از تجمل
راوی فاطمه جباری : آن زمان ما مستاجر بودیم و در خانه های گنبدی می نشستیم در گوشه ی خانه اجاق، کتری سیاه و قابلمه سیاه داشتیم و بعضی روزها اشکنه آبی درست می کردیم وقتی محمود می آمد و متوجه می شد که غذا اشکنه ی آبی داریم و به دلیل این که محمود این غذا را دوست نداشت و نمی خورد نان خالی می خورد.
ثبت دیدگاه