عشق به جهاد
روزی از جبهه به مرخصی آمده بود . من رفته بودم برای گوسفندان علف جمع کنم مقداری علف جمع کرده بودم ودر حال برگشتن به سوی خانه بودم ک حسین را دیدم پشت درب منزل ایستاده است بعد از سلام واحوالپرسی گفت : مادر جان اگر شما و مادرانی مثل شما نباشند انقلاب هم نیست از حضور شما در پشت جبهه است که ما رزمندگان قوت قلب پیدا می کنیم . و درمقابل دشمن مقاومت می کنیم .
ثبت دیدگاه