شناسه: 228464

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی علی نجفی : پس از گذشت مدتی از شهادت برادرم رجبعلی دلم برایش تنگ شده بود تا اینکه یک شب خواب دیده بودم در همان منزل قدیمیمان واقع در سه راه کشتارگاه هستم یک دفعه متوجه شدم یکی دارد در می زند بلافاصله رفتم در را باز کردم وقتی در را باز کردم دیدم شهید پشت در است از دیدن ایشان خیلی خوشحال شدم و ایشان را در آغوش گرفتم و با همین حالت وارد خانه شدم و روی تخت نشستیم و یکدیگر را می بوسیدیم به نحوی که از روی تخت به زمین افتادیم در همین حال بود که از خواب بیدار شدم و دیدم برادری در کار نیست .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه