شناسه: 228549

محبت و مهرباني

راوی ثریا نجاتی : برادرم محمد بسیار دلسوز بود ،یکبار که برای مرخصی پیش ما آمده بود و رفته بود که از احوال عمویم جویا شود و دیده بود که عمویم کفشهای مناسبی برای کار ندارد در نتیجه پوتینهای سهمیه اش را که داده بودند به عمویم داد و بعدا مادرم گفت: این پوتین ها مال جبهه است او هم برگشت و گفت عوضش را به جبهه می دهم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه