ایجاد روحیه در رزمندگان
به روایت از محمدحسن آقاجانی : در عملیات والفجر 3 من در خدمت آقای سید قاسم سید موسوی بودم. دشمن منطقة عملیاتی اش را از دست داده بود. یکی از وابستگان خانوادگی صدام که فرماندة تیپ بود به نام سرتیپ جاسم کل در محاصره ما افتاد و نتوانست محاصره را بشکند و منطقه مذکور را از دست ما خارج کند. روز سوم یا چهارم محاصره بود که هلی کوپترهای عراقی در حالی که چتر های بزرگ توری پر از امکانات غذایی و بهداری و ... به زیر آنها آویزان بود برای کمک به نیروهای محاصره شده آورده بودند از بالای خاکریز ما رد شدند. آقای موسوی که کنار من بود به طرف هلی کوپترهای دشمنشروع به تیراندازی کرد و به بچه ها هم اشاره کرد که آنها را هدف قرار دهند. بعد ایشان با آر پی جی یکی از چترهای هلی کوپتری را هدف قرار داد که ناگهان تمام امکانات آن از قبیل مشک آب، کلوچه، باند و سرم و ... از بالا به پایین ریخت و این عمل ایشان باعث شد که ما آرامش قلبی خاصی پیدا کنیم و روحیة بیشتری برای مبارزه پیدا کردیم.
ثبت دیدگاه