شناسه: 229487

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

شب قبل از این که روزش‌خبر مفقودیت پسرم صادق را به ما بدهند خواب می دیدم که جایی آتش گرفته که در آن آتش سوزی صادق مشغول دویدن است از صادق سئوال کردم چرا می دوی؟ صادق در جواب من گفت: مادر دایی را صدا بزن و بگو دایی بیاید وقتی از خواب بیدار شدم خواب را برای برادرم گفتم و دایی صادق همان روز به جبهه اعزام شد و پس از پنج روز رفتن به جبهه خبر شهادت او را آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه