شناسه: 229757

عشق شهادت

راوی زهرا موسوی راد : آقا سید احمد هر وقت از جبهه بر می گشت به دیدن اقوام می رفت . هر وقت خانه عمه ام می رفت . ایشان به سید احمد می گفت : عمه جان این قدر به جبهه می روی شهید هم که نمی شوی سید احمد هم در جواب عمه ام می گفت: عمه جان تا نمره ام 20 نشود شهید نمی شوم . عمه ام می گفت : آخرین باری که به دیدن من آمد گفت : عمه جان این دفعه نمره ام 20 شده است و به جبهه رفت و برنگشت .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه