تقيد به انجام کامل ماموريت
راوی مجتبی ظریف : درنمازجمعه ای که در پارک وحدت خوانده می شد من محافظ امام جمعه بودم مسئولین شهراز یک درب مشخصی وارد می شدند و در صف جلوی نماز می نشستند وقتی که خطیب نماز جمعه خطبه می خواند یکی از مسئولین که درصف جلو می نشست صحبت های خطیب را به تمسخر می گرفت و می خندید.یک روز قبل از شروع نماز جمعه با تعدادی از بچه ها راجع به این موضوع صحبت می کردیم وگفتیم : اگر دوباره این کار زشت از این مرد سر بزند ایشان را از درب مسئولین اجازه نمی دهیم که وارد شود در حینی که صحبت می کردیم آقا سید احمد در جایی که کلتی به کمر بسته بود جلو آمد و گفت : چه شده است گفتیم : این آقا درصف جلو می نشیند و کارهایی که در شأن یک مسئول نیست از ایشان سر می زند آقا سید احمد به حاج آقا گفت :حاج آقا دنبال من تشریف بیاورید کارتان دارم رفت وسط جمعیت و حاج آقا هم به دنبال ایشان رفت گفت : شما از این به بعد اینجا می نشینید حاج آقا عصبانی شد و گفت: مگر شما می توانید به من بگویید کجا بنشینم گفت : بله من مسئول اینجا هستم واز این به بعد به شما اجازه نمی دهم از این درب وارد شوید وجلو بنیشینید .
ثبت دیدگاه