شناسه: 229955

خبر شهادت

راوی سید کمال موسوی: موقعی که خبر شهادت جمال را آوردند ما خانه ی یکی از اقوام بودیم از آنجا برگشتیم آمدیم خانه انگار مرحوم پدرم منتظر بود که دیگر خبر شهادت سیدجمال را به او بدهند ظاهرا به ایشان الهام شده بود یک برادر پاسداری آمده بود توی خانه ایستاده بود تا ما بیاییم بعد پدرم رفت صورت او را بوسید و گفت: بگو پسرم هر چه هست بگو من طاقتش را دارم نگو مجروح شده من نمی دانم که جمال حقش بود که شهید بشود آن بنده ی خدا گفت: جمال شهید شده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه