شناسه: 229960

آخرين وداع با خانواده

راوی سید کمال موسوی: دفعه ی آخری که سیدجمال به مرخصی آمد به من گفت: تو این سفر را نیا. آن دو روز آخرم فرم خاص دیگری بود می دانستم اصلا خودم هم می دانستم که شهید می شود انگشتر فیروزه ای داشتم وقتی به اصطلاح رفتم راه آهن به استقبالش این انگشتر را به ایشان دادم همان لحظه که داشت می رفت می دانستم که دارد می رود که شهید شود و خدا را شکر می کنم که جمال شهید شد هیچ چیز غیر از شهادت نمی توانست حق این آدم را ادا کند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه