عشق شهادت
محمد ملکی محمد در عملیات فتح المبین در گردان خط شکن شرکت کرده بود ولی شهید نشده بود وصبح تا شب گریه می کرده که چرا خداوند او را نپذیرفته است .مسئولین به ایشان مدتی مرخصی داده بودند تا به مشهد بیاید واز نظر روحی تقویت شود ولی ایشان وقتی آمده بود می گفت : نه ، من باید به جبهه بروم من در آنجا چیزهایی دیده ام که در پشت جبهه نمی بینم .وتصمیم دارم دوباره به جبهه برگردم وبه مادرم نگفت که به جبهه می رود .اول گفت : اول گفت یک ماه بعد دو ماه وبعد سه ماه رفت ولی از همان ابتدا به من گفت : که من فرم سپاه را برای همیشه پر کرده ام .اگر لیاقت شهادت پیدا نکردم لااقل توفیق پیدا کرده ام که در جبهه خدمت کنم وانشاءا… وقتی در جنگ پیروز شدیم به لبنان وفلسطین می روم ومن یک لحظه در جبهه بودن را به سالهای پشت جبهه هرگز عوض نخواهم کرد
ثبت دیدگاه