شناسه: 230324

لحظه و نحوه شهادت

راوی محمد حسن نظر زاده: عملیّات والفجر یک در تاریخ 21 / 2 / 62 در ساعت 9 شب با رمز یا ا... یا ا... یا ا... آغاز شد . ما در ساعت اوّلیّه ، خطوط دفاعی دشمن را که در کانال و میدان به عرض 1500 متر بود شکستیم و خودمان را به ارتفاعات 112 و 106 نزدیک کردیم . از طرف دیگر هم گردان الحدید به ارتفاعات 122 رسیدند . اوّل صبح بود که من با چند تن از مسئولین تیپ امام صادق (ع) خودمان را آماده کردیم که با یک جیپ به خطّ مقدّم برسانیم و خط را تثبیت کنیم . وقتی از منطقة پیچ اتگیزه به سمت ارتفاعات 112 در حرکت بودیم به کانال و میدان اوّلیّة دشمن رسیدیم و از آن عبور کردیم . به طرف کانال دوّم دشمن به سرعت پیش می رفتیم که ناگهان متوجّه یک موشک مالیوتکا شدیم که از سمت دشمن به طرف ما می آمد . من که رانندگی ماشین را به عهده داشتم . ماشین را به سرعت از جادّه منحرف کردم که شاید موشک مالیوتکا به ماشین اصابت نکند . لیکن مقدّرات الهی باعث شد که موشک به طور کامل به ماشین اصابت نکند . ماشین ما روی چرخ حرکت می کرد و موشک از مقابل ماشین عبور کرد و به زیر دیفرانسیل ماشین که تقریباً در ماشین است اصابت کرد . در اینجا ماشین حدود چهار متر به سمت آسمان پرتاب شد در این موقع من متوجّه شدم که روی زمین افتادم و کمرم بسیار درد می کند . بلند شدم و دیدم که تکّه های ماشین هریک به طرفی پرتاب می شود . از میان ماشین تکّه های پاره پاره شدة برادرانی را که با من بودند می دیدم که بر زمین می افتاد . این برادران عبارتند بودند از : شهید ملک نژاد معاون طرح عملیّات ، شهید مهدی قرص زر معاون خط و شهید دودمان مسئول تخریب که این سه شهید در آن حادثه با من بودند و تنها بازماندة آن ها من بودم . در این موقع بود که وجود برادران امدادگر را در کنار خود احساس می کردم و این برادران مرا به بیمارستان صحرایی پشت جبهه انتقال دادند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه