خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
بعد از فوت برادرم علی یک شب خواب محمد آقا را دیدم که در یک جای سرسبزی بود و من نگران علی آقا بودم و گریه می کردم که محمد در عالم خواب آمد و گفت: نگران نباش آمدم علی را ببرم پیش خودم چون جای من جای خوبی است و حیاط سرسبزی دارد و شما نگران علی نباش.
ثبت دیدگاه